تبليغاتX
عشق من شهرستان بشرویه - جوک سری 25/05/1387

کلکسیون خنده

اینا رو بخونید اما زیاد نخندید

چون ممکنه غش کنید

الکی نیست

جک هار رو هر هفته عوض می کنم ها

نظر یادتون نره فقط

بخونید و بخندید

سري ۲۵/۰۵/87

 

قابل توجه جوانان عزيز

جلسه خواستگاري

سر جلسه خواستگاري... بعد از نيم ساعت سكوت!

مادر داماد: ببخشين، كبريت دارين؟

خانواده عروس: كبريت؟! كبريت براي چي؟!

مادر داماد: والا پسرم مي خواست سيگار بكشه...

خانواده عروس: پس داماد سيگاريه...؟!

مادر داماد: سيگاري كه نه... والا مشروب خورده، بعد از مشروب سيگار مي‌چسبه...

خانواده عروس: پس الكلي هم هست...؟!

مادر داماد: الكلي كه نه... والا قمار بازي كرد، باخت! ما هم مشروب داديم بهش كه يادش بره...

خانواده عروس: پس قمارم بازي مي‌كنه...؟!

مادر داماد: آره... دوستاش توي زندان بهش ياد دادن...

خانواده عروس: پس زندانم بوده...؟!

مادر داماد: زندان كه نه... والا معتاد بوده، گرفتنش يه كمي بازداشتش كردن...

خانواده عروس: پس معتادم بوده...؟!

مادر داماد: آره... معتاد بود، بعد زنش لوش داد...

خانواده عروس: زنش؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!

نتيجه اخلاقي: هميشه موقع خواستگاري رفتن كبريت همراهتون داشته باشين!

 


 
منع انتخاب حرکت متن مرتضي مشهدي زاده سلام تغير شکل موس کد حديث